داستان درباره دختری تنگدست روایت می شود که با وجود فقر بسیار خوب و سختکوش است و نعمتی ویژه از سرنوشت به او ارزانی می شود: چرخِ بافت که با آن می توان نخ های زرین بافید. در کنار او کنتی بود که به او علاقه داشت اما بیشتر از هر چیز به طلایی که به خانه اش می برد او را جلب می کرد. از بس حریص بود و بیشتر و بیشتری طلا میخواست تصمیم گرفت که خود نیز نخ ها را ببافد هرچند انگشتانش بیفتد. و او بافته بافته تا دنیا و دوستان و همه خوبی ها را فراموش کرد. تا این که نخ های طلا بافته میشوند تا بافتِ پایان یابد و سرنوشت بسنده میگوید...
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.