در سرزمینی افسانهای، مردم سالها با رضایت زندگی میکردند، شادیها و نگرانیهای معمول خود را داشتند و از طبیعت اطراف و جنگل با عظمت لذت میبردند. علاوه بر حیوانات وحشی، پرندگان و پروانهها، پریها، گابلینها، کوتولهها و دیگر موجودات جادویی و کموبیش دوستداشتنی که برای چشم انسان نامرئی بودند، در اینجا زندگی میکردند. حاکمان جنگل، سنگ جادویی را به استریگونهای بندگوز و سبلا دادند که قدرتی برای برآورده کردن آرزوهای انسان داشت. استریگونها شرط بستند که آیا انسانها از قدرت سنگ جادویی سوءاستفاده خواهند کرد یا از آن برای کارهای نیک استفاده خواهند نمود. کنت جوان هنریش، به همراه پیشخدمت وندلین و خواهرش ژولیا، به ملک میرسد که وظیفهاش بهبود املاک و یادگیری کشاورزی است. اما هنریش که بدهیهای هنگفت و ویژگیهای منفی زیادی دارد، قصد دیگری دارد. او تصمیم میگیرد جنگل را قطع کند. با این حال، نه تنها ساکنان جنگل، بلکه آسیابان ماتیوش و خواهرش، کنتس ژولیا نیز سد راه او میشوند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.