روان
Psycho
مریم بر این باور است که زمان زیادی برای زندگی ندارد، اما دو پیشگویی باعث میشود که احساسات خود را رد کند. یک فالگیر به او میگوید که مهندسی با گل به او پیشنهاد ازدواج میدهد. از طرف دیگر، یک کولی سرگردان مسافری در لباس سفید را دیده که مریم را برای درمان بیماریاش برده است. به هر حال، او ازدواج میکند، اما این پایان راه او نیست.