سیل
Flood
گاهى در شلوغى روزمرهمان ممکن است tragedy … مقصود؟ این داستان واقعاً در یک خانواده عادی اوکراینی اتفاق افتاده است. واریا خانمی جوان، ۳۰ ساله، با حرفهای موفق است. با وجود اینکه با مادرش در همان آپارتمان زندگی میکند، به دلیل سفرهای کاری طولانی واریا معمولاً با مادرش زیاد صحبت نمیکند. در میان مشکلات همیشگیاش، واریا معمولاً وقت ندارد به حرفهای مادرش گوش بدهد. در غیاب واریا، مادر او به سرطان مبتلا میشود. و تنها وقتی واریا مادرش را بدون مو میبیند، اولویتهای زندگیاش جای خود را مییابد. گفتن از عملها بر زبانها اثرگذارتَر است. برای حمایت از مادر عزیزش، واریا موهای سرش را میتراشد.