اکاکیوس، تا انسانولیا نا اینای fina
Akakie, ta manoulia na einai... fina
ابوط با نام آشکار آکاکیوس در خطر از دست دادن بهترین املاک صومعه است که شهردار سبز شهر همسایه میخواهد آن را تصاحب کند تا به مرکزی فرهنگی تبدیل شود. Unable to defend himself به هر راه دیگری، به شاگردان سابق مشهور خود و دوستان کنونی خود متوسل میشود تا با هم کار کنند تا شهردار را به دام بیندازند و نقشه اش را برای املاک فراموش کند. او به شهر میرود و به دنبال آنها میگردد...