ایکسکول
Ekskul
جاشو نوجوانی است که در مدرسه با تمسخر گروهی روبه رو میشود او در حین ناپدید میشود پدرش او را با کتک میزند مادرش او را به خاطر کمترین اشتباهش سرزنش میکند والدین او را عصبانی میکنند قریب به اتفاق همکلاسی هایش نابینایی را نشان میدهند تنها شابینا دختر رئیس پولیس با مرگ او را درک میکند سپس او سلاحی ساختگی میخرد و نقشه انتقام میکشد او شش دوست که به او توهین کردهاند از جمله مایک و کیتی را به گروگان میگیرد و با آنان در مدرسه روبهرو میشود