جعبه موسیقی
در اواخر دهه ۱۹۳۰، ارتش ژاپن شانگهای را اشغال میکند. آرایشگر لو پینگ بهطور تصادفی یک افسر ژاپنی را میکشد و سپس از شانگهای به اقامتگاه برادر استادش، سونگ فنگنیان، فرار میکند. وقتی به آن شهر کوچک میرسد، در نگاه اول عاشق دختر سونگ، جیایی، میشود. اما جیایی با یک افسر برای زندگی شایسته در زمان جنگ نامزد شده است، حتی به عنوان همسر دوم. پس از پیروزی در جنگ ضد ژاپنی، لو به عنوان خائن به اعدام محکوم میشود زیرا سونگ، رئیسش، برای ژاپنیها کار کرده است. وقتی چشمانش را میبندد و منتظر صدای شلیک است، جیایی او را نجات میدهد. با ترتیب شوهرش، لو به یک افسر تبدیل میشود. اما او هرگز نمیتواند جیایی و زندگی آرایشگریاش را فراموش کند. پس از پایان جنگ داخلی، لو به کار در یک مزرعه در شمال غربی فرستاده میشود. در آنجا میفهمد که جیایی با شوهرش نرفته و در آن شهر کوچک که برای اولین بار ملاقات کردهاند، منتظر اوست. لو تصمیم میگیرد به دنبال جیایی برود.