ساکت باش
No digas nada
پس از کشتن معلمی که به آن عشق میورزید، سیلویا طعم چیزی را خواهد چشید و این کار را از طرف یک فروشنده اشیاء مرتبط با نازیها انجام میدهد. همکلاسیهایش که از پنهانکردن ماجرا خسته شده بودند تصمیم گرفتند معلمها و همسایهها را هم از سر راه بردارند. بنابراین آنها کمیتههای قتل و دفن تشکیل دادند... در حالی که پلیس بیکفایت سعی میکند پرونده گمشدنهای مرموز را حل کند.