دل سنگی
The Marble Heart
در بیرون در خانه یک مجسمهساز و مادرش، دختری فقیر و بیدوست افتاد. آنها دختر را به خانه بردند و از او مراقبت کردند و با گذشت زمان، مادر او را مانند دخترش در نظر گرفت. پسر تنها با عشق برادرانه به محبتهای دختر پاسخ میداد. اما زمانی فرا رسید که نگرانیهای پسر تغییر کرد، زیرا او توجه کمی به زیبایی جوانی که در یک مهمانی ملاقات کرده بود، نشان میداد و او را به عنوان زنی با قلبی "سرد مانند مرمر" توصیف کردند. این موضوع زیبایی را تحریک کرد که به ستایشهای بیحد و حصر عادت کرده بود. او تصمیم گرفت او را به پای خود بیاورد و در این کار موفق شد. او پیشنهاد داد که برای او مدل شود و با تشویق چنین مدلی و ستایشهای او، او مجسمهای تولید کرد که توسط همه منتقدان به عنوان یک اثر هنری تحسین شد.