تونپی و ساروکچی
Tonpei and Sarukichi
تونپی تنبل هنوز بعد از ساعت ۱۰ خواب است و حتی در ساعت ۱۱ هم بیدار نمیشود. او در نهایت در ساعت ۱۲ با صدای بلند ساعت بیدار میشود. گرسنه، تونپی به خانه ساروکچی میرود و غذایی که ساروکچی برداشت کرده را برمیدارد. روز بعد، در حالی که ساروکچی در تپهها کار میکند، تونپی به دو فرزند ساروکچی که در خانه ماندهاند حمله میکند و سعی میکند از خانه ساروکچی دزدی کند. ساروکچی که از طریق تلفن از وضعیت مطلع میشود، به سرعت به خانه برمیگردد و از رفتار بیرحمانه تونپی عصبانی میشود و او را به شدت میزند.