پیزِل
Pisil
زسا زسا پسر تا پدر مالکی شریک یک کسبوکار بزرگ است. فدریکو میخواهد زسا را از شرکت بیرون کند اما او مقاومت میکند تا او کنترل شرکت را از دست دهد و برای به دست آوردن سرمایههای زسا، با بابی همکاری میکند تا قلب زسا را به دست آورد و سپس سهام او را به خود بخرد