والدین من
My Parents
ماری مشکلی دارد. او مرد رویاهای خود را پیدا کرده است اما او به شدت می خواهد والدینش را بشناسد، مسأله ای که خوب نبود اگر ماری به او گفته بود والدینش هنوز عاشقند و از طبقه متوسط فراتر هستند. اما والدین ماری چیزی جز آن نیستند. لیدیا و ارهارد، هر دو در اوایل پنجاه سالگی، بیش از بیست و پنج سال است که با هم هستند. ازدواج آنها به نظر می رسد خاموش شده و روال روزمره از مدت ها قبل آنها را در بر گرفته است. برای مدتی است که در اتاقهای جداگانه می خوابند. هرچیزی منظم است و بی فرهنگی برتری پیدا کرده است. در ناامیدی، ماری به والدینش می رود تا آنها را برای مهمان آماده کند...