خوناره سرخ
Red Rose
روبرت برنس پس از عبور از تربیت دوران کارگری به شاعر ملی اسکاتلند تبدیل میشود عشق به شکل ژان آرمور از راه میرسد اما تلاشهایش برای داشتن رابطهای خوشبخت با مخالفت پدر ژان روبهرو میشود سرانجام ژان و راببی ازدواج میکنند و برنْس سعی میکند زندگی زناشویی خوشبختی را آغاز کند اما موفقیت در کار ادبی او را به دام فریبهای زنان اشرافی میاندازد که به او عشق میورزند با پیدا کردن مشکلات در حمایت از خانواده روبه رشدش برنْس به کار به عنوان مأمور مالیات و گمرک محلی در بندر دوفرس میرود زمانی که بریتانیا با گسترش انقلاب فرانسه مواجه میشود