خط داستانی
ژو یو، یک هنرمند سفالگری در شمال غربی روستایی چین، ارتباط عمیقی با چن کینگ، یک شاعر خجالتی و حساس دارد. او هر آخر هفته یک سفر طولانی با قطار انجام میدهد تا با او عشق دیوانهواری ورزیده و اشتیاقش به نظر بیپایان میرسد. تا اینکه یک روز با دامپزشک هوسباز، ژانگ کیانگ، آشنا میشود و رابطهای پرشور آغاز میکند که او را به ایستگاه قطار دیگری و سطح دیگری از شهوت میبرد. او تحت تأثیر لوکوموتیو عشق و تمایل، از تونل تاریکی عبور میکند که بازگشتی ندارد.