خط داستانی
هاتکه به ترکیب پیچیده و دیدی ناآشنا از آرایه نوری سوراخها، آینهها، منشورها و بسترهای بازتابی از فیلم پیشین خود با نام ساحل کار میکند تا تابلویی فانتزی و بازیگوش از تفکرات روزمره را در پارکی آرام با منظره دریا به نمایش بگذارد—قایقرانی، بازی والیبال، اسکیت، دوچرخهسواری، مطالعه روزنامه، آفتابگیری، سواری با اسب یا پیادهروی در پیادهرو — که از طریق تغییرات نوری به تصاویر آشفته و گرهخورده تبدیل میشود که به تصاویر افسانهای گوتیک شباهت میبرند یا به طرحهای هندسی با حرکت مایع تبدیل میشوند. با الهام از رنگهای زنده و پالت آفتابی ونسان ونگوگ در آرل، بُکانوسکی روزمرگی را به کیلدیفسکو پویا و پویا از بافتهای متغیر و اشیاء ارگانیک و انتزاعی تبدیل میکند.