خط داستانی
کارلسو، از زندان نوجوانان، روز تولد یازدهمش را به یاد میآورد وقتی در شهری در آمریکای مرکزی برای بقای خود آزاد بود. آن زمان رهبر گروهی از پسران بیخانمان بود که دزدی از گردشگران، استنشاق چسب و رویاپردازی به حضور رسمی فوتبال داشتند. اما در تولدش مأموریتی به او سپرده میشود: یک مرد را به قتل برساند.