چوکری، معروف به شوشو، یک ترنسوستی مغربی با چشمان روشن، به طور غیرقانونی به پاریس میآید تا برادرزادهاش را پیدا کند. او به عنوان دستیار یک رواندرمانگر که به خاطر روحیه خوبش شناخته شده است، استخدام میشود و همچنین به عنوان گارسون در یک کاباره ترنسوست در کلیشی کار میکند، جایی که با استانیسلاس ملاقات میکند.