خط داستانی
یک وکیل بزرگ با دختری درگیر است که خواستار ازدواج است، اما او به دلیل وضعیت اجتماعیاش از این کار امتناع میکند. دختر فرزندش را به نام سمیه به دنیا میآورد و قبل از اینکه دختر بزرگ شود، از زندگی میرود. سمیه بزرگ میشود و به عنوان کارگر کار میکند، در حالی که وکیل به شهرت میرسد. سمیه با سمیر بی آشنا میشود که به او تعرض میکند و او از او به شام فرار میکند، اما سمیه بر ادامه پیگیری قضایی اصرار دارد و پدر سمیر وکیل مشهور را برای دفاع از پسرش منصوب میکند.