خط داستانی
لطفو آشپز در عمارت ثروتمند کریم است. یک صبح او میبیند که هیچکس در خانه نیست. خدمتکار قرار است در آن روز نامزد کند اما نامزدش نیز نمیآید. از برادر رانندهشان میفهمد که کارگران در اعتصاب هستند و رئیسشان کریم به اروپا رفته است. اوضاع به حالت عادی برمیگردد.