خط داستانی
الییدا دختر یک نگهبان فانوس دریایی بود و ساعتهای زیادی را در کنار آب سپری میکرد. در حالی که او هنوز بیشتر از یک کودک نبود، یکی از این کشتیها برای تعمیرات به یک روستای ماهیگیری نزدیک فانوس دریایی آمد و افسر دوم آن کشتی، در حین یک روز تفریحی برای گذراندن وقت، به فانوس دریایی سر زد. او در آنجا با الییدا آشنا شد و جوانی و زیبایی او را تحسین کرد. در حالی که کشتیاش هنوز در حال تعمیر بود، افسر دوم با کاپیتانش درگیر شد و در یک دعوا، کاپیتان کشته شد. مرد گناهکار از کشتی فرار کرد و به سمت فانوس دریایی رفت و الییدا را مجبور کرد تا در فرارش به او کمک کند.