خط داستانی
سلین، زنی آزاداندیش است که با فیلیپ، یک مدیر میانی کسلکننده، ازدواج کرده است. همکار شوهرش او را به عنوان یک زینت خانگی به خاطر این ازدواج توصیف میکند. او با زنی دوست میشود که به او نشان میدهد چگونه هزینههای زندگی زوج را مدیریت کند تا به خواستههایش برسد. در حالی که او استقلال خود را به دست میآورد و به تدریج از دنیای تنگ و خفقانآور شوهرش رها میشود، به نقاشی و نوشتن درباره نابرابریهای جنسیتی روی میآورد.