خط داستانی
بر اساس یک نامه ناشناس درباره خیانت نامزد مارگوت، مالک کارخانه، هورا، کارآگاه پیچک را استخدام میکند. تحقیقات او سپس تلاشهای مارگوت برای به دست آوردن پول از مالک کارخانه برای معشوقش پپیتو، یک قمارباز و کلاهبردار جعلی، را فاش میکند. پپیتو بیست هزار دلار باخته و باید تا نیمه شب پول را پرداخت کند. در یک نمایش مد، مارگوت چکی از مالک کارخانه برای خرید یک پالتوی خز دریافت میکند، اما به طور تصادفی آن را در جیب یک پالتوی خز که فروشنده و مدل، Eva، به طور مخفیانه بعد از نمایش قرض میگیرد، میگذارد...