خط داستانی
ملاقات بین جنگجوی جوان هاگیوارا شینزابورو و زیبای اوتسوی کشف میشود و اوتسوی شرمنده با خدمتکارش خودکشی میکند. ارواح آنها بعداً به شینزابورو ظاهر میشوند. او از یک کشیش یک طلسم محافظ درب و یک مجسمه از الهه کانن میگیرد تا ارواح را از خانهاش دور نگه دارد. یک خدمتکار فریبکار وسایل حفاظتی را برمیدارد تا اوتسوی بتواند به معشوقش برسد و او را به سرزمین مردگان ببرد.