خط داستانی
پنج سال گذشته است و جِیک از خانوادهاش پشت کرده است. در بار مککلوتی همچنان به ترفندهای سابق خود ادامه میدهد، در حالی که فرزند بزرگش، نگ، در درگیری گروهی جان میدهد. بازنشستگی ناراحتکننده در عیادت از نگ جناح دوم، جیک و سانی را به سراشیبی سقوط میاندازد.