خط داستانی
رابرتو نابینا است و پیانوها را کوک میکند، از جهان جدا شده و به خاطر ترک شغل امیدوارکنندهاش به عنوان پیانیست به دلیل حادثهای که بیناییاش را گرفت، آسیب دیده است. یک روز، رابرتو با سوزانا، بزرگترین عشق زندگیاش ملاقات میکند و عشق قدیمیاش با تمام قدرت بازمیگردد. اما یک مشکل وجود دارد: نامزدی سوزانا میتواند همه چیز را خراب کند و این زوج پرشور را دوباره از هم جدا کند.