خط داستانی
لو کِلی یک ساعت کوکویی است که فکر میکند قاضی است. لئون و ادی دو مست هستند که فکر میکنند رانندهاند. آنها با هم تصادف میکنند و لو در وسط گیر میکند. لئون و ادی در نهایت به توافق میرسند و لو را در میان خرابیها رها میکنند. روز بعد، لئون به احضاریه دادگاه پاسخ میدهد و متوجه میشود که لو قاضی حاضر است، زیرا او به طور مخفیانه وارد شده و کار قاضی معمولی را در غیاب او به عهده گرفته است.