خط داستانی
الجزرون مردی مسن است که به تنهایی زندگی میکند و با گربه پرسلینی صحبت میکند و از استخوانها میسازد؛ او سگ مردهٔ همسایه را برای استخوانها میجوشاند و با دوستی که از بیماریها میمیرد ملاقات میکند و از این رو با کیف سفری یک میلیون دلاری روبهرو میشود. زنی که ادعا میکند به جد بالا دست الجزرون علاقهمند است، وانمود میکند عاشق الجزرون است و او تقریباً فریب میخورد.