داستانی از تاکسی
Tel Aviv Taxi
یک تاکسی در تل آویو خراب میشود و در حالی که راننده سعی در تعمیر آن دارد، مسافران به پناه میروند و داستانهایی را برای یکدیگر تعریف میکنند. یک مرد به طور کمدی تعریف میکند که چگونه قهرمان شد، در حین تمرینات نظامی؛ یک زن سالخورده از اولین بازدیدش از شهر بزرگ میگوید؛ زن دیگری تعریف میکند که چگونه او و شوهرش رئیس و همسرش را به خانهشان برای شام دعوت کردند، با نیت اینکه شوهرش افزایش حقوق بگیرد، و در نهایت در بیمارستان بستری شدند و فکر کردند که مسمومیت غذایی دارند. داستان دیگری مربوط به این است که چگونه پلیس دزدی دیوانه را که از بانکی دزدی کرده بود تا به فقرا پول بدهد، دستگیر کرد.