خط داستانی
بیل سردبیر روزنامه محلی است و سوزا دستیار اوست. لیل و میلت به شهر میآیند و سوزا برای مصاحبه با آنها فرستاده میشود. بیل غریبه را میبیند و سوزا را به دفتر برمیگرداند. میلت یک ترفند قدیمی را روی بیل اجرا میکند. او یک حلقه الماس از جیبش در میآورد و وقتی بیل برای آن میپرد، میلت اول آن را برمیدارد. سپس بیل یک آگهی میبیند که برای بازگشت حلقه الماس ۵۰۰ دلار پیشنهاد میدهد و آن را از میلت به قیمت ۲۰۰ دلار میخرد. سوزا آن را میپوشد و به همه نشان میدهد. او فکر میکند که این حلقه برای اوست. بیل نگران میشود. سوزا آن را به یک جواهرساز نشان میدهد که به او میگوید ارزش ندارد. بیل و سوزا به ایستگاه میشتابند تا لیل و میلت را بگیرند اما دیر میرسند. سوزا به بیل دلداری میدهد و میگوید که برای او ۲۰۰ دلار ارزش دارد و آن را روی انگشت نامزدیاش میگذارد.