خط داستانی
دختری جوان و خوشگل به نام جینا قادر به یافتن کار در حرفه مفسر نیست. بیکاری برای او چیز خوبی نیست. برای فرار از لعنت تحصیل بیش از حد لازم و دست یافتن به کار به عنوان خانه دار برای مدیر، او باید خود را پنهان کند. کمی زشت، کمی بلوند و کمی احمق. جینا موفق می شود به اندازه ای که عمویش که باهوشانه کمک به یافتن کار او کرده است شگفت زده می شود. اما جینا تقریباً کارفرمای جدیدش را به ناامیدی می کشاند، و پیچیدگی های پرشور طبیعی به دنبال آن به وجود می آید.