خط داستانی
مودست، نگهبان خجالتی یک کارخانه اتومبیل است که با دست آهنین توسط صاحبش، راجر درپو، اداره میشود. یک شب، مودست از پست خود خارج میشود تا به یک نمایشگاه برود، جایی که با آلیند جذاب ملاقات میکند. پس از اینکه کارفرمایش را میبیند، مودست به سرعت به کارخانه برمیگردد. وقتی آقای درپو ظاهر میشود، مودست توضیح میدهد که باید برادر دوقلویش را که در نمایشگاه دیده شده، به نام رافعیل، دیده باشد. نه تنها درپو این دروغ غیرقابل قبول را نمیبیند، بلکه این ایدهای به او میدهد تا در یک مسابقه اتومبیلرانی برنده شود. مودست و رافعیل به نوبت در مراحل مسابقه شرکت خواهند کرد و چون آنها بسیار شبیه به هم هستند، هیچکس متوجه نخواهد شد. مودست که نمیتواند اعتراف کند برادری ندارد اما از از دست دادن شغلش میترسد، اجازه میدهد که به شرکت در مسابقه مجبور شود...