خط داستانی
فیلم بنای داستانی سه قسمتی دارد. در بخش نخست، کماء، راکری شکست خورده، می خواهد به پدر تهیه کننده اش ثابت کند موسیقی تازه می تواند بهتر از هنر پدر باشد و به یک خواننده فولاخ بنام نینجا تبدیل می شود. در بخش دوم، دراکولا دوباره کشته می شود؛ این بار نه با میخ، نه با گلوله یا صلیب، بلکه با زن جوانی که زندگی ابدیش را بدون طلوع خورشید از او می گیرد. و در داستان آخر، حوا و جورو با هماند اما نامه ای عاشقانه آنان را از هم جدا می کند.