خط داستانی
در دهه گذشته، تغییرات زیادی در دنیای مادر غاز رخ داده است. پسر کوچولوی آبی اکنون یک ترومپتزن جاز داغ است؛ تامی کوچولو یک خواننده است؛ تام تام پسر لولهکش یک پلیس است؛ و گرگ بزرگ بد در آستانه آزادی مشروط است. او به دیدن سه خوک کوچولو میرود، اما حالا آنها از او بزرگترند و یک شرکت ساختمانی را اداره میکنند. در نهایت، او به دنبال کلاه قرمزی میرود؛ همانطور که انتظار میرفت، او حالا بزرگ شده است و وقتی از پشت به او نزدیک میشود، در حال نواختن پیانو و خواندن زیباست و عالی به نظر میرسد تا اینکه برمیگردد، عینک به چشم دارد، دندانهای نیش بزرگ و ظاهری زشت دارد. او همچنین عاشق مردان است و به دنبال گرگ میدود، که در نهایت به یک فروشگاه نوشابه فرار میکند، جایی که با بوسههای همه دختران آنجا غرق میشود.