خط داستانی
وودی سردش است و گرسنه نیز. برای گرم شدن، مبلمانش را میسوزاند و شروع به سوزاندن صفحات آلبوم خانوادگی میکند... تا اینکه به یکی از داییاش، اسکریوج وودپکر، برمیخورد. او به دیدن داییاش میرود به امید دریافت کمک و متوجه میشود که خانهاش توسط ۱۰ تمساح محافظت میشود. بدتر از تمساحها، داییاش اسکریوج است.