خط داستانی
فیلیکس لانگوس به طور فزاینده ای به ایده برقراری ارتباط با نیروهای ماوراءطبیعی که او را از خطر بزرگ آگاه می کنند، وابسته است. حملات وسواس از طریق رسانه های تهاجمی و اطلاعات خطرناک با ریتمی تدریجی تشدید می شود. در شغلش به عنوان راننده مشکلاتش بیشتر می شود. به کارگاهی بی تقاضا منتقل می شود اما وسواسش در آنجا هم خطرناک است و با کمک رواندرمانگرش به سرنوشت مشترک نمی تواند فرار کند و ماجراها به طور غیرقابل پیش بینی و اغراق آمیزی به میانه می رسد.