خط داستانی
شب دیرهنگام در فروشگاه اسباب بازی. سازنده اسباب بازی به رختخواب میرود و پلیس کوکی را برای نگهبانی از فروشگاه میگذارد و سایر اسباب بازیها زنده میشوند. اولین کار: انداختن آن پلیس مزاحم به داخل ظرف چسب. سربازان کوکی دور میزنند. آنها از کنار یک عروسک عبور میکنند و سرباز اصلی آنها را متوقف میکند تا بتواند او را جذب کند. او تا حدی موفق میشود، تا اینکه با یک فیل تهدید میشوند؛ او سایر سربازان را میبلعد و قهرمان ما از ترس در میرود. سپس یک میمون حمله میکند و سرباز ما همچنان شجاعت نشان نمیدهد.