خط داستانی
این جنگ است و همه در آلمان باید مراقب باشند: دشمن در حال گوش دادن است. یک خانواده خاص باید بیشتر از شهروندان معمولی رایش احتیاط کند: خانواده کتویک. آنها یک کارخانه تسلیحات دارند و مهندسان، تکنسینها، کارگران و البته خودشان به یک بخش بسیار حساس تعلق دارند. آنها تحت نظارت دائمی کسانی هستند که میخواهند به سلاحهای مخفی طراحی شده در این کارخانه دست یابند، بهویژه یک سیم که وقتی به یک بالن متصل میشود، میتواند مؤثرترین سلاح ضد هوایی باشد. مطمئناً، آنها باید به همه مشکوک باشند. آیا نولته، گارسون، یک عامل دشمن نیست؟ آیا برنده کتویک باید اجازه دهد که این زن زیبا او را فریب دهد؟ و آیا منشی برنده درست عمل میکند وقتی که اجازه میدهد این مرد خوشتیپ او را جلب کند؟