خط داستانی
وقتی از او نام واقعیاش پرسیده میشود، زن سرزندهٔ روستایی در کانونی فاحشهخانه میگوید نام من لیگایا است یعنی شادی و این چیزی است که میفروشم او اما رویای خروج از این کار را در سر میپروراند پسانداز میکند تا روزی کسی بیاید و مانند اینکه پاک است و هرگز فاحشه نبودهاست وی را به ازدواج بگیرد