دوستدار فِرد آسایر به نام کلمنت برای شام یکشنبه از رماننویس کمیک دعوت میکند تا با همسرش و ویولِت همراه شوند. دوست دختر لوک خبر بارداری میدهد و لوک از دعوت منصرف میشود اما کلمنت تأکید میکند که لوک بیاید. وقتی لوک میرسد میبیند ویولِت تنها عروسکی پلاستیکی اندازه واقعی است و تصمیم میگیرد برود اما به سرش کوبیده میشود. وقتی به هوشی میآید مشاهده میکند که به دستبند به سینک دستشویی بسته شده و با گاز گرفته شده است. ظالمانهها ادامه مییابد و با نگاههای رویایی از طرف آستئیر و ویولِت، کلمنت دیوانه برایش الهامات میدهد.