خط داستانی
اگر پول نتواند خوشبختی بخرد، آیا دستکم میتواند کنترل دیگران را خرید؟ شیان کارگر سختی است که کسبوکار کوچکی در زمینهٔ روغن کنجد را اداره میکند. شوهرش تنبل است و مینوشد؛ پسرش ناهوش است. وقتی سرمایهگذاران ژاپنی برای توسعهٔ کسبوکار شیان سرمایه میآورند، او قدرت مالی برای ارتقای جایگاه اجتماعی و خرید همسری برای پسرش، دونزی، پیدا میکند. وقتی پول و شخصیتی قاطع نتوانند دیگران را به ارادهٔ او درآورند، از جمله دامادش هوانهوان، شیان باید راهی دیگر برای آرامش بیابد.