خط داستانی
وقتی پدرش سکته قلبی می کند کریستیندن دامپزشک واجد شرایط با دو فرزندش از مونیخ به کارینتیا می رود تا او با به دست آوردن مطب دامپزشکی پدرش را در بهبود وضعیت کمک کند اما این کار روابط ازدواج او با معمار تاماس که در بحران است را آزمایش می کند در حالی که تاماس حسود برای سفر کاری به سالزبرگ است کریستیندن جذاب در کارینتیا به دام می افتد و توسط کشاورز خوش رو جورج رایزر تعقیب می شود