خط داستانی
مادو در خیابان توسط مردی نامعلوم تعقیب میشود. او پیشنهاد میدهد به هتلی برود. آنها با هم میخوابند و سپس جدا میشوند. مادو نمیخواهد دوباره او را ببیند، زیرا شوهر دارد با نام ژان و پسری نوجوان به نام استفان دارد. اما یِوِس شمارهٔ تلفن او را به او داده است. روزی مادو با او تماس میگیرد... داستانی عاشقانهٔ غیرمعمول