استیو بروکس، یک زنبارهی جنسیتزده، توسط گروهی از معشوقههای سابق خشمگینش کشته میشود. در بهشت، او با خدا معاملهای برای رستگاری میکند و موافقت میکند که به زمین بازگردد. هنگامی که به آنجا میرسد، باید یک رابطه صادقانه با یک زن داشته باشد و او را عاشق خود کند. در غیر این صورت، روح استیو به ملکیت شیطان تبدیل خواهد شد. اما شیطان شرط خود را میگذارد و استیو به عنوان یک زن به نام آماندا بروکس تجسد مییابد.