خط داستانی
توماس ویلنیکس تمام عمر را در ساویل رود با وفاداری کار کرده است. ناگهان مدیرش آقای جرالد او را اخراج میکند و به دنبال مردی جوان با ایدههای تازه است. توماس در آگهی با عنوان «دلهای تنها» پاسخ میگیرد.
زد سیدیان
توماس ویلنیکس تمام عمر را در ساویل رود با وفاداری کار کرده است. ناگهان مدیرش آقای جرالد او را اخراج میکند و به دنبال مردی جوان با ایدههای تازه است. توماس در آگهی با عنوان «دلهای تنها» پاسخ میگیرد.