کیشن کانهای
Kishen Kanhaiya
لیلا و بهولرام یک زوج بیفرزند هستند. لیلا به عنوان ماما کار میکند و روزی به همسر سوندر داس کمک میکند تا دوقلوها را به دنیا بیاورد. او تصمیم میگیرد یکی از نوزادان را برای خود نگه دارد و به سوندر داس میگوید که همسرش یک کودک به دنیا آورده است. برای مادر مشکلاتی پیش میآید و او بدون دیدن فرزندانش فوت میکند. لیلا و بهولرام کانهای را بزرگ میکنند، در حالی که سوندر داس سعی میکند کیشن را بزرگ کند اما نمیتواند به خوبی از عهدهاش برآید. بنابراین او با کامینی ازدواج میکند که به همراه برادرش، گندمال، به ملک میآید. او یک فرزند نامشروع به نام رامش از مرد دیگری دارد و وقتی سوندر داس از این موضوع مطلع میشود، تهدید و مورد حمله قرار میگیرد و به همین دلیل فلج میشود و نمیتواند حرکت کند.