خاطِرِ از ترسِ کیندِهٔ کارِ خطِ کیهانی
Khatron Ke Khiladi
رانندهٔ راستقامتِ کامیون بیپول با دیدن این که صاحبان شرکتِ حملونقلِ که برایشان کار میکند، برادرش جساوانت را به قتل میرسانند، بیپناه میشود. هنگامی که به پلیس شکایت میکند، مأمور او را به جرم میاندازد؛ صاحبان شرکت خانهاش را میسوزانند و همسر باردارش سوماتی را میکشند. سالها بعد، بالوانت که حالا نامِ کارامویر را بر خود نهاده، کلاهی به نام دادگاهِ چراغ «سیری اadala» را اداره میکند و به مجرمان حکم اعدام میدهد؛ اما او نمیداند که سوماتی هنوز زنده است و دو نوزاد را به دنیا آورده است. راجِش و ماهاش با هم در میانهٔ این ماجرا پیوند پیدا میکنند. راجِش و ماهاش با وجود چند سوءتفاهم، تصمیم میگیرند که دادگاهِ سوم را به دادگاهِ قانون بیاورند—به هر قیمت.