فرار از خلیج مرجان
Escape from Coral Cove
گروهی جوان و ثروتمند و بیانگیزه، چند روز تابستانی را در مجتمع ساحلی خلیج مرجان میگذرانند. آنها با اسکی روی آب تفریح میکنند و غواصی میزنند، اما همزمان حسادت میورزند و میشوند بالقوه دختران نهایی. یکی از آنها به نام چهارچشمی و برادر کوچکش دارند. پس از ساعات دردناک «هیجان» با آنها، مردی مرده و دوستانه شروع به کشتن افراد مزاحم میکند. به جای سپاسگزاری یا معرفی او به عنوان رئیس باشگاه قایقرانی، نگهبان امنیتی عموی او، یک حقوقدان بودایی، را خبر میکند. اما برای او که یک جادوگر طرد شده است، دیدار با مرده نتیجهای ندارد و ملاقات با مرده پایان مییابد.