خط داستانی
در سال دو هزار هنگ کنگ جنبش فمنیستی به شکل بی وقفه اوج می گیرد تا قدرت زنان را مهار کنند وجمعیت همسر یا همان اتحادیه شوهران به وجود می آید تا مردان را محافظت کند کینت همواره از سوی همسرش آزار می بیند تا اینکه به اتحادیه شوهران پناه می برد اما ترس او از همسرش آن قدر عمیق است که به تدریج بنیان انسانیت را فرو می ریزد واقعاً کینت نمرده است او به طور پنهانی همسرش را زیر نظر دارد می داند که همسرش هنوز او را خیلی دوست دارد بنابراین پیشنهاد رئیس اتحادیه lam را برای گفت و گو با همسرش با نارنجک می پذیرد وقتی کینت خوشحال است که همسرش را می بیند lam به طور تصادفی با انفجار کشته می شود سپس کشمکش بین مردان و زنان به پایان می رسد.