خط داستانی
پتیا کوپیکین هشت کلاس اولی با قد کوتاه و ظاهر نامشخص همچنان در مرکز توجه است. پتیا نجیب، با مزه و فرزانه در ادبیات است و شعرهای فوق العاده میسراید. او مدت ها عاشق همکلاسی اش ماشا گوروشکینا است و او به شدت شیفته دانش آموز جدید از کلاس نهم الف کولیا کریستالوف است. ماشا به پتیا احساساتش را میگوید و میخواهد یادداشتی را به کولیا بدهد. به دلیل عشق نافرجام مضطرب است، پتیا نه تنها مزاحم رقیب خوشحال تر نیست بلکه به او برای جلب دل ماشا کمک میکند. او میخواهد ثابت کند شجاعت و شرف تنها در دوران رمانهای «مؤلفههای شوالیه ها» وجود ندارد و در زمان ما نیز هست. پتیا تصمیم میگیرد از نمونه قهرمان نمایش مشهور ادمند روستان و در اعمال خود ک clichés سیروبران دو بر ژنی را تقلید کند.