مردی که به آرامی سفر می کرد
El hombre que viajaba despacito
یک سرباز از هنگ تانک به مجوزی نیاز دارد تا به روستای خود برود و با پسر تازه متولد شده اش ملاقات کند. این کار آسان نخواهد بود و منجر به موقعیت هایabsurd می شود که شامل شوخ طبعی افسانه ای میگل گیلا است.